شاتوت

شاتوت ... 

شاتوتِ لحظه‌هايِ پر از خالي‌ام تويي

دستم اسير وسوسه‌ي بكر چيدنت

افسوس!

چيدمت اما به دست خويش...

آغشته كرده‌ام اين دست بسته‌ام

اكنون ميان اين همه احساس بي‌كسي

پيراهن سفيدِ دلم غرقِ خون توست

خوني كه دليلش رسيدنست ...

پيش از رسيدنِ دستم به دستِ تو.

 

«2 بامداد چهارشنبه 22/4/84»




|Download شاتوت ...|
ارسال شده توسط امير نام آور در 28/7/1385 و ساعت 00:46:26


©2006 PersianCast.com & Cast.ir | All rights reserved
Powered by SiteDepartment | Web Development Services