«سبزه»ي دستهايت را
كه مدتها پيش
در «سبد» دستهايم
كاشتي
حالا حسابي جان گرفته است،
«سپيدبخت» شدم
و «سرخوشيِ» با تو بودن را هم
پهن كردهام
ميان آينه چشمهايمان
كه تا بينهايت
تكثير شود،
«سيب» خندههايت هم كه هست،
فقط
«سادگي» عاشقانهات را كه بياوري
هفت سين امسالمان
كامل ميشود.
چيزي به تفسير عاشقانهي بهار نمانده است،
«سكوت» ميكنم،
در برابرت مينشينم
و به چشمهايت خيره ميشوم
تا از تاويل عاشقانهي نگاهت
سال
تحويل شود...
| 
